میکس جایگزین جو در جیره دام؛ بررسی تغذیهای و اصول جایگزینی
+ مقدمه
جو یکی از منابع متداول تأمین انرژی در جیره دام، بهویژه در جیرههای دام پرواری و نشخوارکنندگان با نیاز انرژی بالاتر است. بخش مهمی از ارزش تغذیهای جو به محتوای نشاسته آن مربوط میشود؛ با این حال، جو علاوه بر نشاسته، مقادیری پروتئین، فیبر و مواد معدنی نیز در اختیار جیره قرار میدهد. بنابراین، جایگزینی آن با یک ماده منفرد الزاماً معادل جایگزینی عملکرد تغذیهای جو نیست.
از دیدگاه فرمولاسیون، یک جایگزین چندجزئی میتواند با استفاده همزمان از منابع مختلف کربوهیدرات، پروتئین و فیبر، بخشی از تفاوتهای تغذیهای میان ماده جایگزین و جو را جبران کند. در این رویکرد، معیار اصلی جایگزینی، "ارزش تغذیهای و اثر ماده در کل جیره" است، نه صرفاً قیمت یا مقدار وزنی آن.
میکس جایگزین جو بر همین اساس از چند ماده اولیه با ویژگیهای تغذیهای متفاوت تشکیل شده است و هدف از آن، تأمین بخشی از انرژی، پروتئین و فیبر جیره در شرایطی است که استفاده از جو از نظر اقتصادی یا تأمین مواد اولیه محدودیت داشته باشد.
+ ترکیب تغذیهای میکس
مواد اولیه مورد استفاده در این میکس عبارتاند از:
- ضایعات ماکارونی
- نشاسته دامی
- ملاس پودری
- کنجاله بادامزمینی
- سبوس
- هسته انار
هر یک از این مواد نقش متفاوتی در پروفایل تغذیهای محصول دارند و بنابراین، ارزش تغذیهای نهایی میکس حاصل اثر متقابل کل اجزای فرمولاسیون است.
- منابع نشاسته و کربوهیدرات
ضایعات ماکارونی و نشاسته دامی، مهمترین منابع نشاستهای میکس محسوب میشوند. نشاسته در شکمبه میتواند تحت تأثیر جمعیت میکروبی قرار گرفته و به اسیدهای چرب فرار، بهویژه پروپیونات، تبدیل شود. پروپیونات یکی از پیشسازهای مهم گلوکز در نشخوارکنندگان است و از این طریق در تأمین انرژی متابولیکی دام نقش دارد.
با این حال، مقدار نشاسته بهتنهایی برای ارزیابی رفتار یک منبع انرژی کافی نیست. قابلیت دسترسی نشاسته، سرعت تجزیه، اندازه ذرات و نوع فرآوری میتوانند بر میزان و محل هضم آن اثر بگذارند. بنابراین، دو ماده با مقدار نشاسته مشابه الزاماً رفتار یکسانی در شکمبه و دستگاه گوارش نخواهند داشت.
- قندهای محلول و تخمیر سریع
ملاس پودری عمدتاً بهعنوان منبع قندهای محلول وارد فرمول میشود. قندهای محلول در مقایسه با بخشهای ساختمانی فیبر، قابلیت دسترسی سریعتری برای میکروارگانیسمهای شکمبه دارند و میتوانند بر الگوی تخمیر و تولید اسیدهای چرب فرار اثر بگذارند.
وجود قندهای سریعالتخمیر از نظر تغذیهای به این معنا نیست که هرچه مقدار آن بیشتر باشد، ارزش جیره نیز بیشتر خواهد شد. نسبت قند، نشاسته، فیبر قابل تخمیر و فیبر مؤثر باید در سطح کل جیره بررسی شود؛ زیرا افزایش بیش از حد کربوهیدراتهای بهسرعت قابل تخمیر میتواند سرعت تولید اسید در شکمبه را افزایش داده و در صورت عدم تعادل جیره، بر pH شکمبه اثر منفی بگذارد.
بنابراین، ملاس در این فرمول باید بهعنوان یکی از اجزای تأمینکننده کربوهیدراتهای قابل تخمیر در نظر گرفته شود، نه یک منبع انرژی مستقل از سایر اجزای جیره.
- پروتئین
کنجاله بادامزمینی منبع اصلی پروتئین در این ترکیب است. پروتئین خوراک در نشخوارکنندگان از دو مسیر اصلی در تأمین نیتروژن مورد نیاز دام نقش دارد: بخشی از پروتئین در شکمبه تجزیه شده و نیتروژن مورد استفاده میکروارگانیسمها را فراهم میکند و بخشی نیز میتواند از تجزیه شکمبه عبور کرده و در بخشهای پایینتر دستگاه گوارش هضم و جذب شود.
در نتیجه، ارزیابی پروتئین یک خوراک صرفاً بر اساس درصد CP یا پروتئین خامکافی نیست. برای ارزیابی دقیقتر باید عواملی مانند:
- پروتئین قابل تجزیه در شکمبه (RDP)
- پروتئین غیرقابل تجزیه در شکمبه (RUP)
- قابلیت هضم پروتئین
- همزمانی تأمین نیتروژن و انرژی قابل تخمیر برای میکروارگانیسمهای شکمبه
نیز مورد توجه قرار گرفته است.
- بخش فیبری
سبوس و هسته انار بخش قابل توجهی از ساختار فیبری میکس را تشکیل میدهند. در ارزیابی فیبر، دو شاخص NDF و ADF اهمیت ویژهای دارند.
NDF (Neutral Detergent Fiber) عمدتاً بیانگر بخش ساختاری دیواره سلولی شامل همیسلولز، سلولز و لیگنین است و افزایش آن معمولاً با افزایش حجم فیزیکی خوراک و کاهش چگالی انرژی ارتباط دارد.
ADF (Acid Detergent Fiber) بخش محدودتری از دیواره سلولی، عمدتاً سلولز و لیگنین، را نشان میدهد و افزایش آن معمولاً با کاهش قابلیت هضم ماده خشک همراه است.
بنابراین، افزایش فیبر در یک جایگزین جو الزاماً یک مزیت یا عیب مطلق محسوب نمیشود. اثر آن باید در ارتباط با کل جیره، سطح مصرف، اندازه ذرات و میزان فیبر مؤثر فیزیکی ارزیابی شود.
از سوی دیگر، مقدار NDF شیمیایی با فیبر مؤثر فیزیکی (peNDF) یکسان نیست. خوراک پودری، حتی در صورت داشتن NDF قابل توجه، الزاماً نمیتواند همان نقش فیزیکی علوفه بلند را در تحریک نشخوار و حفظ ساختار جیره ایفا کند.
این نکته در استفاده از میکس جایگزین جو اهمیت دارد: این محصول باید بهعنوان بخشی از جیره دیده شود و نباید جایگزین نقش علوفه ساختاری و فیبر مؤثر جیره تلقی شود.
+ الگوی تخمیر و آزادسازی مواد مغذی
یکی از ویژگیهای مهم این فرمولاسیون، حضور همزمان کربوهیدراتهایی با قابلیت دسترسی متفاوت است.
قندهای محلول ملاس معمولاً سریعتر در دسترس میکروارگانیسمها قرار میگیرند. نشاسته موجود در منابعی مانند ضایعات ماکارونی و نشاسته دامی نیز میتواند منبع مهمی از کربوهیدرات قابل تخمیر باشد، اما سرعت و میزان تخمیر آن ها کندتر است.
در مورد پروتئین نیز نمیتوان صرفاً بر اساس نام ماده اولیه، سرعت تجزیه را تعیین کرد. پروتئین کنجاله بادامزمینی دارای هر دو بخش قابل تجزیه و عبوری است
در مقابل، اجزای فیبری موجود در سبوس و هسته انار معمولاً نسبت به قندهای محلول و بخشی از نشاسته، سرعت تخمیر پایینتری دارند. بنابراین، محصول از مجموعهای از کربوهیدراتها و منابع پروتئینی با رفتار متفاوت تشکیل شده است.
اهمیت این موضوع در تغذیه نشخوارکنندگان در همزمانی عرضه انرژی قابل تخمیر و نیتروژن برای رشد میکروبی است. در صورتی که کربوهیدرات قابل تخمیر و نیتروژن در شکمبه با یکدیگر هماهنگ باشند، استفاده میکروبی از مواد مغذی میتواند کارآمدتر باشد.
+ مقایسه تغذیهای با جو
بر اساس مشخصات فرمولاسیون موردنظر، مقایسه اولیه محصول با جو به صورت زیر است:
| شاخص | جو | میکس جایگزین جو | |---|---:|---:| | پروتئین خام (%) | ۱۱ | ۱۳ | | انرژی قابل متابولیسم | ۲۹۰۰ | ۳۰۰۰ | | فسفر | ۰٫۰۰۶ | ۰٫۰۱ | | ADF (%) | ۷ | ۱۰ | | NDF (%) | ۲۲ | ۲۸ | | شکل فیزیکی | دانه | آسیابشده | | نیاز به آسیاب | دارد | ندارد |